شرکت در جشن فارغ التحصیلی آموزش ابتدایی

ترم


4 لطفا" در بخش نظرات نظر بدید و تاریخ مکان


برگزاری جشن را مشخص کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392ساعت 16:26  توسط یوسف خاتمیان  | 

همه ی ما دوست داریم فرزندانی مسئولیت پذیر داشته باشیم. اما چطور می توانیم اطمینان یابیم که فرزندانمان این درس ها را به خوبی آموزش می بینند؟ در این مقاله چند راه برای مسئولیت پذیر کردن فرزندانتان به شما نشان می دهیم. 
۱) از همان بچگی بعضی از کارها را به آنها واگذار کنید. 

بچه های کوچک، حتی بچه های دو ساله، علاقه ی خیلی زیادی به کمک کردن دارند. اگر صبور و خلاق باشید، مطمئن باشید خیلی بیشتر از آنچه شما فکر می کنید از دستشان برمی آید. اینکار باعث می شود وقتی بزرگتر شدند، در کارهایشان اعتماد به نفس و شور و اشتیاق داشته باشند. 

۲) برای کارهایشان پاداش نگذارید. 

اگر می خواهید حس مسئولیت پذیری به صورت طبیعی و عمقی در وجود فرزندانتان شکل گیرد، باید بتوانند ارزش واقعی کارهایشان را درک کنند. اگر فقط روی چیزی که به عنوان پاداش خواهند گرفت متمرکز شوند، این را یاد نخواهند گرفت. 

۳) وقتی اشتباه میکنند، عواقبی طبیعی برای آنها در نظر بگیرید. 

اگر عادت کرده اند که همیشه وسایل بازیشان را جایی جا بگذارند، باید بگذارید با نتایج و عواقب کارهایشان هم روبه رو شوند. شاید لازم باشد که برای بازی بعدیشان از کسی دستکش قرض بگیرند، یا شاید هم اگر گم شده باشد، مجبور شوند یک دستکش نو بخرند. اگر هر وقت که چیزی را گم می کنند شما کمکشان کنید، هیچوقت در زندگی مسئولیت پذیر نخواهند شد. 

۴) وقتی می بینید جایی احساس مسئولیت کرده اند، آن را بر زبان بیاورید. 

هر رفتاری که از آنها می بینید و خوشتان می آید را جلوی خودشان به زبان بیاورید. اینکار باعث می شود با شور و شوق بیشتری باز آن کار را تکرار کنند. 

۵) هر از گاهی درمورد مسئولیت پذیری با آنها صحبت کنید. 

مسئولیت پذیری را به عنوان یک ارزش خانوادگی به آنها معرفی کنید و اهمیت آن را برایشان توضیح دهید. 

۶) خودتان الگوی مسئولیت پذیری برای فرزندانتان باشید. 

آنها همه چیز را از شما یاد می گیرند، پس مراقب رفتارهایتان باشید. سعی کنید همیشه خوش قول باشید. مطمئن باشید که آنها همه ی کارهایتان را زیر ذره بین دارند. 

۷) از همان کودکی به آنها پول توجیبی بدهید. 

بگذارید از همان دوران کودکی، تصمیمات مربوط به امور مالیشان را خودشان بگیرند. با این روش خیلی زود چم و خم پول خرج کردن دستشان می آید. اما اگر زود پولشان را تمام کردند، تنبیهشان نکنید. 

۸) باور داشته باشید که کودکانتان مسئولیت پذیر هستند. 

باور شما به مسئولیت پذیری آنها، خیلی زود به خودشان منتقل خواهد شد و سطح توقعاتشان را بالاتر خواهند برد. حتی وقتی خرابکاری می کنند هم این باور را از دست ندهید. 

۹) به آنها یاد بدهید که مسئولیت پذیر باشند. 

با آنها صحبت کنید و بگویید که توقع چه رفتاری از آنها را دارید. وقتی آنها ندانند که مسئولیت پذیری چیست، چطور می توانند مسئولیت پذیر باشند؟ 

۱۰) از دیگران هم راهنمایی و کمک بگیرید. 

بعضی وقت ها خیلی سخت است که خودتان بفهمید در برخورد با فرزندتان خیلی سخت گیرید یا آسان گیر. می توانید با پدر و مادرهای دیگر صحبت کنید، کتاب بخوانید، به مشاوران مخصوص مراجعه کنید، هر کاری از دستتان برمی آید انجام دهید تا احساس کنید که برای بار آوردن فرندتان تنها نیستید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 23:53  توسط یوسف خاتمیان  | 

برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان و تشویق آنان در فعالیت های مرتبط با معاونان آموزشی مدرسه ها ، از چه كارهایی می توان استفاده كرد ؟

- بردن دانش آموزان به ورزشگاهها در قالب گروههای اردویی،بازدیدی و مشاهده ی مسابقه های محلی و ملی ورزشی توسط آنان .

- معرفی برخی از دانش آموزان به بوفه و تعاونی مدرسه برای استفاده رایگان و مدت دار از محصولات و كالاهای عرضه شده در آن .

- دعوت از صاحبان مشاغل و نیز هنرمندان و ورزشكاران شناخته شده ، برای گفت و گو با دانش آموزان به منظور ایجاد انگیزه در آنان .

- ایجاد رقابت انضباطی در بین كلاسها و معرفی كلاس برتر به طور ماهانه .

- اختصاص امتیاز به تمیزی و نظافت ، خوش خطی و اخلاق دانش آموزان .

- ایجاد ارتباط نزدیك با خانواده های دانش آموزانی كه مشكل انضباطی دارند ، برای شناخت بیشتر آنها و رفع مشكل .

- درج اسامی دانش آموزان موفق و منضبط در تابلوی اعلانات مدرسه .

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 14:49  توسط یوسف خاتمیان  | 


طبق تحقیقات به عمل آمده در مورد اینکه چرا کودکان مسوولیت پذیر نیستند خانواده ها را به سه گروه تقسیم کرده اند:
الف) خانواده هایی که قانون رفتاری در آنها وجود ندارد و به خانواده هایی به هر جهت معروفند.
ب) خانواده هایی که قانون دارند ولی اصرار بر اجرای آن ندارند مثلا بچه باید ساعت 8 بخوابد ولی پدر می گوید عیبی ندارد فردا جمعه است بگذار چند ساعتی دیگر بیدار بماند. عدم وحدت در مشی خانواده ها باعث می شود کودک به سمتی که به نفع او قانون صادر می کند کشیده شود.
ج) خانواده هایی که خود قانون را عوض می کنند مثلا امروز به بچه ها می گویند به کوچه نرو سر کوچه بد است ولی فردا که مهمان دارند و کار بسیار، به بچه های خود می گویند برو سر کوچه و با بچه ها بازی کن.
بچه های این سه گونه خانواده ها مسوولیت پذیری نمی شوند و برای اینکه کودک مسوولیت پذیر باشد ابتدا باید خود خانواده مسوولیت پذیر باشد و دوم اینکه به تدریج شروع به مسوولیت پذیری کودک کند و سوم توام کردن مسوولیت با تشویق است البته نباید تشویق ما صرفا مادی باشد بلکه می توان با به کار بردن کلمات زیبا و استمرار در روشمان آنها را تشویق به انجام دوباره عمل کنیم. تاکید بر این است که نباید از جملا ت آرام استفاده کرد مورد دومی است که در تحصیل و زندگی موثر است.
هر انسانی به سه نوع محبت نیاز دارد:
1- اینکه به او محبت شود.
2- به دیگران محبت کند.
3- شاهد محبت دیگران به هم باشد. www.zibaweb.com
درباره تشویق و ترغیب و اینکه در پرتو این عامل می توان تحرک و پویایی به وجود آورد نمی توان به خود شک و تردید راه داد. همه احتیاج به تایید و تشویق دارند، شاگرد دوست دارد پدر و مادر و معلمش کار او را مورد تایید قرار داده و به او آفرین و تحسین بگویند. نگاه کردن به تکالیف دانشآموزان خود یک نوع تشویق برای او محسوب می شود. عمق تاثیر تشویق را در برگ های صدآفرین به وضوح می توان درک کرد. کودک با دریافت یک برگ صدآفرین چگونه به شوق و ذوق آمده آن برگ را به همه فامیل و آشنایان خود نشان می دهد؟ تشویق می تواند در دانشآموزان خلا قیت و ابتکار به وجود آورد.
بدون تردید می توان ادعا کرد که در پرتو تشویق خلا قیت و ابداعات به وجود میآید به طور یقین افرادی که دست به اختراعات زده و قاره ها را کشف کرده اند، اگر عوامل متعددی در پویایی آنها موثر بوده بدون تردید نمی توان نقش تشویق و ترغیب را در آنان نادیده گرفت و شاید بتوان ادعا کرد که اساسا پیدایش هنرهای زیبا و علوم گوناگون مدیون تشویق ها و ترغیب ها بوده است.
نکته ظریف و دقیقی که در امر تشویق وجود دارد و بسیاری از آن غفلت می نمایند این است که تشویق نباید در انحصار افرادخاص قرار گیرد بلکه باید عمومیت داشته باشد تا همه را به تحریک و پویایی وا دارد. به عنوان مثال اگر بگوید هر شاگردی که در املا بیست بگیرد به او جایزه خواهم داد واضح است که این نوع تشویق عده معدودی را به حرکت خواهد انداخت، ولی اگر بگوید هر شاگردی که بیست بگیرد یا سه نمره به نمره قبلی خود بیفزاید جایزه به او خواهم داد واضح است که در نوع دوم حرکت و فعالیت در شاگردان به طور گسترده ای انجام خواهد شد و حتی شاگردی که نمره املا یش صفر شده او هم به فکر پیشرفت و تعالی خواهد افتاد.
چرا کودکان به خود اعتماد ندارند ؟
یکی از مشکلا تی که کودکان و نوجوان دارند این است که به خود اعتماد ندارند.این عدم اعتماد دو علت اساسی دارد، اول آن که کودک و نوجوانان هنوز وضع اش تثبیت نشده است و در هر کار و جریانی دست ودلش می لرزد و تردید دارد نمی داند می تواند یا نمی تواند.
دوم این که بزرگترها مجال و فرصت لا زمه را به آنان نمی دهند یعنی نمی گذارند کودکان و نوجوانان ارزشمندی های خود را بروز دهند.
همیشه با کلمه هنوز زود است یا این که کار شما نیست کودکان و نوجوانان را دلسرد می نمایند و از انجام کارها و خلق ابتکارات ممانعت به عمل می آورند نکته بسیار دقیقی که می توان آن را علت اساسی دانست این است که در خانواده ها و محیط مدارس اساسا روح تایید و صحت گذاشتن وجود ندارد، لذا کودکان و جوانان این مرز و بوم جز عده ای همه عملا تحقیر شده هستند. رغبت و علا قه ها در آنان مرده است. ما باید بدانیم که برای ساختن انسان در درجه اول باید او را تایید کنیم چرا که با این تایید موجودیت او را تثبیت می کنیم.
بدیهی است که کودک و نوجوان وقتی توسط دیگران مورد تایید قرار می گیرد به خود اعتماد پیدا کرده و همین اعتماد راه پیشرفت را برای او فراهم می کند. بهترین راه برای اعتماد پیدا کردن دانشآموزان این است که مورد تایید معلمان خود قرار گیرد و با این کار به آنان جان و رمق می دهند و دانشآموزان خود به خوبی در می یابند که در اثر تشویق و مورد تایید قرار گرفتنشان از طرف معلم پیشرفت کرده و موفق شده اند و خود را مدیون تایید معلمان و دیگران می دانند.www.zibaweb.com
رشد فکری و عقلا نی شاگرد
شاید عده ای از معلمان یا بیشتر جزو کسانی هستند که سعی و تلا ش در تمام کردن دروس خود داشته با اهتمام فوق العاده ای از بای بسم الله تا تای تمت کتاب را دقیقا درس می دهند.www.zibaweb.com
واقعیت این است که از چنین معلمانی باید تشکر کرد و امتنان به عمل آورد که در تدریس خود دچار سهل انگاری و مسامحه نشده همه مطالب درس را که آموزش و پرورش تشخیص و تعیین نموده به شاگردان درس می دهند ولی در اینجا این سوال مطرح می گردد که آیا رسالت معلم تدریس خوب و پایان دادن دروس کتاب است یا نه و به عبارت دیگر آیا معلم در ارتباط با شاگرد رسالتش تنها تدریس است و با خود شاگرد از نظر آموزش برنامه دیگری ندارد؟ بدیهی است تمام محور بحث در این مقاله بخش آموزشی است و الا پرواضح است که معلم به طور غیرمستقیم رسالت مهمی به عهده دارد که آن تربیت و پرورش اخلاقی شاگرد است ولی هدف این مقاله این است که در رابطه با بخش آموزشی هنر معلم بودن تنها در انحصار تدریس خوب و پایان دادن دروس نیست بلکه معلم در ضمن تدریس باید فکر و اندیشه شاگرد را به کار گرفته آن را به کار اندازد نه اینکه سلسله معلومات را در انبار ذهن شاگرد انباشته سازد. برای توضیح بیشتر باید با سیستم و به اصل علم و دانش توجه کرد، لذا بیشتر دیده شده که شاگرد پس از امتحان دادن کتاب درس را با بی اعتنایی دور انداخته توجهی به آن نمی نماید و گاه آن را پاره می کند. چون هدف تحصیل مدرک است با هر جان کندنی آن را به دست می آورد و خواه با التماس و نمره گرفتن خواه با تقلب و کلک زدن خود را به این هدف می رساند. در حوزه های علمیه به جای مدرک خود علم و دانش مطرح است لذا طلبه ها از اول تلاش می کنند اهل درک و استنباط بوده و خود را به درجه اجتهاد برسانند. یکی از ویژگی های درس طلبگی این است که شاگرد حالت رکود و پذیرش تنها را ندارد بلکه حالت پویایی را داشته با اینکه شاگرد است ولی به فکر و اندیشه خود متکی بوده در مواردی با استاد خود به مباحثه و گفت وگو می پردازد این ویژگی از عالی ترین تجلیات روش تدریس خوب است زیرا معلم در عین اینکه معلم است ولی هدفش تنها تدریس کردن نیست معلم هدفش پرورش شاگرد است. در پرتو این گونه تدریس ها شاگردان از نظر فکری پرورده می شوند و متکی به خود بار می آیند و اهل نظر و استنباط می شوند. جامعه انقلابی ما به معلومات و داده های ذهنی احتیاج ندارد بلکه دنبال انسان فکور می گردد انسانی که اهل فکر و اندیشیدن باشد انسانی که متعهد و متکی به خود بوده بداند که خداوند با آفرینش انسان عالی ترین تجلیات آفرینش خود را به ظهور رسانیده عملا همه زمینه های تکامل را در انسان به ودیعه نهاده است. منتهی انسان ها با اندیشیدن و اتکا به خود باید این سودمندی ها را از عمق جان  خود استخراج نمایند.
نسخه شماره 1797 - 
http://www.mardomsalari.com

******************

تاثیر بیشتر تشویق در مقایسه با تنبیه  ، تنبیه در کودکان تاثیر زیادی ندارد!
۰۸ مهر ۱۳۸۷ 

به گزارش شبكه خبر، دانشمندان بر اساس بررسی های جدید دریافتند ، كودكان تا سن 12 سالگی برداشت چندان درستی از تنبیه ندارند و به تشویق به مراتب بیش از تنبیه واكنش نشان می دهند .
محققان با بررسی مغز كودكان با روش ام آر آی دریافتند ، تشویق كودكان در سن 8 سالگی ، مراكز ویژه رفتاری را در مغز تحریك می كند و كودك رفتارهای مثبت خود را كه تشویق شده است ، تكرار می كند.
اما این بررسی نشان می دهد: تنبیه در كودكان 8 ساله چنین تاثیری ندارد و كودك در این سن نمی تواند درك كند كه در صورت مشاهده واكنش منفی برای یك فعالیت ، نباید آن را دوباره تكرار كند.
http://www.bazyab.ir/

**********************

روشهای افزایش تاثیر تشویق دانش آموزان در کلاس درس
 

مبانی نظری : از آن جایی كه انسان موجودی است كه همیشه خواسته مورد تشویق دیگران قرار گیرد و از تنبیه متنفر بوده و از طرفی خداوند متعال بر خود «تبارك اله احسن الخالقین»گفته لذا رویكرد نظام آموزش و پرورش با دید گاه نوین و بر پایه اصول روانشناسی تثبیت تشویق و حذف تنبیه علی الخصوص تنبیه به شكل بدنی است . 
اسكنیر معتقد است كه در انسانها یك استعداد ارثی وجود دارد كه طبق آن افراد نسبت به كسانی كه با آنها رفتار محبت آمیز دارند (تقویت كننده هستند)با محبت رفتار می كنند و نسبت به كسانی با آنها رفتار خصمانه دارند (تنبیه كننده هستند)با پرخاشگری رفتار می كنند . 
از چهره های معروف یونان می توان افلاطون را نام برد. افلاطون بر آن است كه تربیت باید از دوران كودكی آغاز گردد زیرا در این دوره كودك چه از نظر جسمانی و چه از نظر روانی آماده پذیرش است . افلاطون تنبیه را وسیله ای برای بیدار كردن و تربیت می داند نه انتقام جویی . 
از نظریه پردازان قرن هیجدهم روسو را می توان نام برد. افكار روسو نسبت به زمان خود خیلی پیشرفته است و كاملاً تازگی دارد او كودك به معنی فرد را مركز تمام تو جهات آموزش و پرورش قرار داد رو سو بر فعالیت كودك نادرستی روشهای تنبیهی را كه تا آن زمان در كار بود نشان داد. فلسفه تربیتی كانت خود رهبر ی است . به نظر او پاداش از كودك موجودی تابع می سازند در حالیكه بتوان كودك را به تفکر شخصی رهبری كرد. شهیدثانی با طراح محتا طانه ای این قانون را مطرح می كند می گوید : معلم بنا به اظهار محبت به شاگردان و التفات و احترام به آنها تبعیضی را معمول دارد. اگر شاگردان در سن فضایل، دریافت و سایر مزایا با هم برابر و مساوی بودند محبت و التفات خود را عادلانه میان آنها توزیع نماید. در خصوص تنبیه نیز نظرات مختلف بیان شده است قرنها این باور وجود داشته است كه تنبیه شیوه مؤثری برای كنترل رفتاراست اما باید توجه داشت كه تنبیه چند عیب مهم دارد: نخست این كه آثار آن مثل نتایج پاداش قابل پیش بینی نیست پاداش می گوید آن چه را که انجام داده ای تکرار کن، تنبیه می گوید :از آن دست بکشی. اما نمیگوید به جای آن چه کار کن در نتیجه رفتار نا مطلوبتری ممکن است جایگزین رفتار تنبیه شده بشود سوم اینکه عوارض جانبی تنبیه ممکن است نامطلوب باشد . به طور کلی اسلام تنبیه (تنبیه بدنی) را جهت تربیت کودکان روشی مناسب نمی داند که معتقد است کودک و نوجوان بدین روش خو گرفته و کاربرد تنبیه بدین گونه در آنان اثرات نامطلوبی به جای می گذارد. معروفترین قانونی که اسلام معلمان ومر بیان را بدان دعوت نموده است تا در جهت تعلیم و تربیت بهره برداری کند قانون تشویق است زیرا انسان موجودی است که بر مبنای فطرت خدادادیش حب ذات دارد به خودش محبت می ورزد همچنین از آنان اموری که اورامحبوب جامعه و افراد می كند خشنود می شود. دیدگاه امام خمینی (ره) درباره تشویق كودكان و تعلیم و تربیت دیدگاهی وسیع ، عمیق و دقیق داشته اند و در زمینه های تخصصی تعلیم و تربیت چنان دیدگاه و عملكردی ازخود نشان داده اند كه گویی در این رشته تحصیل كرده اند ؛ مثلاً درباره تشویق كودكان ، كارشناسانه به جزییات نقاشی كودكی توجه نشان می دادند . به این مورد توجه كنید :روزی یكی از بچه های اقوام امام ، پیش ایشان می رود و نقاشی قشنگی را به امام نشان می دهد . امام به نقاشی او خوب نگاه می كنند و از او می پرسند : " این نقاشی را خودت كشیده ای ؟ " بچه جواب می دهد :‌ " نه ، نقاشی را كس دیگری كشیده ، من فقط آن را رنگ زده امامام از صداقت بچه خیلی خوششان می آید ، به او می گویند . " بارك الله ، خیلی قشنگ رنگ آمیزی كرده ای ... " و یك جعبه مداد رنگی به بچه جایزه می دهند . 
تنبیه بدنى آخرین مرحله است كه در صورت عدم موفقیت در مراحل قبل، با وجود شرایط خاصى از آن استفاده مى شود. شیوه هاى تنبیهى به طور كلى و تنبیه بدنى به طور خاص، محل اختلاف صاحب نظران است. برخى مثل سعدى و مولوى طرفدار تنبیه بدنى بوده، استفاده از آن را تجویز مى كنند. برخى دیگر چون غزالى، بوعلى و ابن خلدون، مربى را از تنبیه بدنى بیش از سه بار یا در مواقع خشم بازداشته اند. در میان روان شناسان نیز برخى همچون رین و هولز با وجود شرایط خاصى استفاده از تنبیه را در امر تغییر رفتار مفید مى دانند. با وجود این اغلب روان شناسان مخالف استفاده از تنبیه براى یادگیرى یا تغییر رفتار هستند. 
اسكینر با جدیت بیشترى، استفاده از تنبیه را به طور كلى خطرناك و نامطلوب و بى تأثیر مى شمارد و دلایل چندى را براى مدعاى خود ذكر مى كند: 
- تنبیه آثار جانبى نامطلوبى به بار مى آورد; مانند ترسِ تعمیم یافته. 
- تنبیه به ارگانیسم نشان مى دهد، چه كار نكند نه این كه چه كار بكند. 
- تنبیه صدمه زدن به دیگران را توجیه مى كند. 
www.zibaweb.com
- متربى اگر در موقعیت مشابه قرار گیرد و تنبیهى نباشد، ممكن است وادار به انجام همان كار شود. 
- نسبت به عامل تنبیه كننده و دیگران پرخاشگرى ایجاد مى كند. 
- تنبیه اغلب یك پاسخ نامطلوب را جانشین پاسخ نامطلوب دیگر مى سازد; مانند گریه به جاى بى انضباطى. 

شیوه اجرا 
استفاده از تقویت كننده های مختلف به صورت مثبت در افزایش رفتار دانش آموزان و همكاران و اولیاء بسیار مؤثر است. 
از جمله روش های اجرایی كه در بحث تقویت كننده های مثبت مد نظر است ،عبارتند از: 
- جوایز و تشویقات باید تعریف شده باشند یعنی اینكه جوایزی كه مد نظر قرار می گیرند بایستی تعریف شده و با هدف باشد تا دانش آموز بداند تا چه اندازه اگر تلاش بكند بدان پاداش ها خواهد رسید. 
- دومین روش و شیوه در ارائه پاداش ها و تشویقات در معرض دید بودن پاداش ها است چرا كه اگر دانش آموزی پاداشی را كه دریافت خواهد كرد
.
به عینیت و در ظاهر ببیند و با خیال راحت و با اطمینان بیشتری به فعالیت می پردازد . 
- مشوق ها طوری طراحی شده اند كه تمامی عوامل مدرسه (معلمان – اولیاء – دانش آموزان)را به نوعی با خود درگیر می نماید و در ارائه آن نقش مهمی دارند . 
- تشویق بایستی در تعریف به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم به علوم پایه و مهارت خلاقیت ارزش بیشتری داده و آنها را تقویت نماید . 
- همچنین تشویقات طوری طراحی و به كار گرفته شده اند كه بتواند در بین دانش آموزان ایجاد رقابت سالم نمایند و در جهت رسیدن به آنها خیزشی هماهنگ و برانگیختگی قوی ایجاد شود و از ارزش اجرایی بسیار بالایی برخوردار باشد . 
- از همه مهمتر در بحث تشویق ،تشویقها طوری طراحی شده اند كه فقط نبایستی به دانش آموزان ممتاز توجه كرد بلكه به دانش آموزان متوسط به پایین وضعیف نیز توجه بیشتر ی نمود چرا كه این گروه بیشتر از گروه اول نیاز به تشویق و ترغیب دارند و چنان چه اگر كوچكترین حركت و پیشرفت آنها مورد توجه و تشویق قرار گیرد و احساس كنند به آنها نیز توجه شده و پیشرفت آنها در نظر تعلیم دهنده بسیار با ارزش است اغلب تا حد دانش آموزان متوسط به بالا و ممتاز نیز حركت می نمایند لذا در این شیوه مدیریتی به دانش آموزان ضعیف و متوسط به اندازه دانش آموزان متوسط به بالا و ممتاز به صورت یكسان توجه می شوند و جوایزی كه در نظر قرار می گیرد از نظر ارزش و قیمت با توجه به تعاریفی كه از جوایز خواهد آمد با هم برابر ند. تشویق درست و به جا عامل موثر و سازنده در تربیت افراد است كه می تواند انگیزه كافی و لازم را ایجاد نماید تا بتواند به توانایی ها و ارزش های خود پی ببرد و موجبات رشد عقلی و تربیتی آنان را فراهم آورد و باعث تقویت رفتار های مطلوب گردد. و مواردی در شورای مدرسه به بحث وبررسی رسید كه تشویقات با انگیزه ها و تمایلات كودك و نوجوانان مطابقت داشته باشد و

اصول زیر رعایت شود: 
- در تشویق لازم است اصل عمل كودك مورد تشویق قرار گیرد . 
- تشویق در میان همسالان و دوستان بهتر از تشویق در تنهایی است . 
- تشویق به اندازه و باید به موقع انجام گیرد . 
- تشویق متناسب با میزان فعالیت و انتظار كودك باشد . 
- تشویق گاه گاه انجام شود موثرتر است . 
- تشویق بهتر است بلافاصله بعد از انجام كار صورت گیرد . 
- شكل و چگونگی تشویق در افراد مختلف فرق می كند كه باید مورد توجه قرار گیرد 
- تشویق و پاداش غیر منتظره موثرتر است . 
- شخصیت تشویق كننده نزد تشویق شونده محترم و با ارزش باشد. 
رعایت نكات زیر بر تأثیر تشویق مى افزاید: 
- تشویق وسیله اى براى برانگیختن و تقویت است و نباید خودش به صورت هدف درآید و تمام ذهن و فكر متربى را به خود مشغول كند. تناوب در تشویق، بالا بردن آن از سطح فیزیكى به اجتماعى و معنوى، و مستحق تشویق بودن (حالت رشوه نداشتن) تا حدى اشكال پیش گفته را برطرف مى كند. 
- علّت تشویق كردن باید براى متربى كاملا معلوم باشد. 
- تشویق به موقع و متناسب باشد، تا تأثیر و كارآیى داشته باشد. 
-در موقع تشویق نباید او را با دیگران مقایسه كرد; زیرا جنبه بدآموزى مى یابد. 
- تشویق و تحسین در حضور جمع تأثیر بیشترى دارد; زیرا دیگران را هم برمى انگیزد. - محرومیت از پاداش و پاداش به نیكوكار: از این مرحله وارد شیوه هاى تنبیه مى شویم. مربى مى تواند جهت فرونشاندن رفتار ناشایست متربى، وى را از بعضى پاداش ها و مواهب مورد انتظار محروم سازد و یا این كه با پاداش دادن به نیكوكار او را متوجه محرومیت خود سازد و به اشتباهش واقف گرداند. این سخن زیبا از حضرت على(علیه السلام) است كه فرمود: «بدكار را با پاداش دادن به نیكوكار، از عمل بد بازدار.» 

راه كار های اجرایی در مدرسه 
حمد و سپاس خدای را كه انسانها را اشرف مخلوقات قرار داد و ما معلمان را مبلغان تعلیم و تربیت،بنده در حدود 3 سال است كه مدیریت مدرسه راهنمایی دخترانه را عهده دار هستم و در طول این سال از الگو های مختلفی استفاده كرده ام از جمله روابط انسانی مطلوب و مدیریت زمان . 
امسال درصد بر آمدم كه راه های استفاده موثر ازتشویق را برای رسیدن به اهداف آموزشی مد نظر قرار دهم و تلاشهاو طرحهای كه برای برقراری این الگو در بین دانش آموزان و معلمان و اولیاء انجام داده ایم تا به این هدف برسیم . 
بی شك نقش الگو های آموزشی كه در قالب طرح های آموزشی ارائه شده در فر آیند آموزش یاد دهی و یاد گیری و مشاركت اولیاء بسیار موثر بوده و قابل انكار می باشد ، لذا ما سعی كردیم كه این طرح ها را با جدیت و به صورت دقیق به مورد اجرا بگذاریم . علاوه بر آن طرح ها و برنامه های دیگر كه به نظر ما در امر آموزش تربیتی موثر و مفید بود و به مورد اجرا گذاشته ایم كه درصفحات بعدی شرح این طرح ها و برنامه ها آمده است .www.zibaweb.com
طرح های اجرایی در مدرسه بر اساس این الگو: 
- معلم برتر دانش آموزی 
- هم اندیشی اولیا ومربیان 
- نمایشگاه خلاقیت 
- هرچه می خواهد دل تنگت بگو 
- خاطره نویسی معلمان ودانش آموزان-دوستی وهم كلاسان من 
- پرچم افتخار درسی وانضباطیو اخلاقی 
- جشن تولد معلمان و دانش آموزان 
- خبر وجمع آوری اطلاعات 
- مشاوره وپاسخ گویی 
- بهداشت یار مدرسه 
- تحویل كارنامه وجشن 
- ناظم دانش آموزی 
- اسوه نماز وآموزش عملی 
- شمع نبوت (ولادت وشهادت) 
- تلاش ،كوشش،جایزه 
- استفاده بهینه از زنگ تفریح 
- ولی برتر مدرسه 
- درخت سبز سیب سبز 
- دختران نمونه غنچه های زندگی 
- خود ارزیابی دانش آموزان ،معلمان واولیاء 
- نامه ای به خدا 
- یاوران همیشه پر توان 
- گنجینه جوایز معلمان واولیاء 
- خیران افتخاری 
.
نتیجه گیری 
طبیعت انسانها به گونه ای است كه وقتی در انجام امور مورد تشویق قرار می گیرند ، معمولاً در صدد بر می آیند تا آن امور را بهتر انجام دهند . بدون تردید تشویق و ترغیب از مهمترین اركان روان شناسی تربیتی و عاملی مؤثر در تحریك انگیزش های پیشرفت و عملكرد فرد در فرایند یادگیری و تقویت رفتارهای مطلوب است . همه انسانها حتی بزرگسالان ، تا آخر عمر نیاز به تشویق دارند . تشویق موجب رغبت و دلگرمی و نشاط و تحرك می شود و انسان را به جدیت وادار می كند . انسانی كه مورد تشویق قرار بگیرد احساس آرامش و رضایت خاطر و اعتماد به نفس می كند و برای جدیت بیشتر و تحمل دشواری ها آماده می گردد . برعكس ، اگر مورد نكوهش یا ناسپاسی قرار گرفت دلسرد و بی رغبت می شود و احساس حقارت و ضعف می كند و نمی تواند از استعدادهای خویش به نحو مطلوبی استفاده نماید . اصل تشویق و تنبیه به عنوان امری مسلم در تربیت اسلامی شناخته و پذیرفته شده است . اصولاً بهشت و جهنم ، انذار و تبشیر پیامبران ، آیه های مربوط به پاداش و كیفر ، وعده و وعیدهای شوق انگیز و خوفناك و ... همه جلوه هایی از تشویق و تنبیه هستند . 
اگر بخواهیم یک مدرسه فعال وپویا داشته باشیم یکی از مهمترین عامل پویایی و زنده بودن آن مدرسه توجه به اصول تشویق خواهد بود چرا که اگر مدیریت مدرسه با اصول تشویق آشنایی داشته باشد وفردی آگاه و متخصص باشد زیر مجموعه آن مدیریت نبز که شامل دانش آموزان و همکاران و اولیاءو دیگر عوامل هستندبه تبعیت از آن ودر کنار آن افرادی دانا وتوانا مبتکر وخلاق خواهند بود که برای رسیدن به اهداف مدرسه با در نظر گرفتن تمام شرایط مدیریت با جان ودل کوشش وفعالیت خواهند کرد. راز موفقیت در این است که بدانیم چگونه می توان تشویق کرد و راههای تشویق موثر را دانست .از مجموعه هنجارها ونا به هنجارهای آموزشی و محیط آموزشی وعوامل وکار کنان و دانش آموزان واولیاء در مفهوم تشویق که از مهمترین نتایج آن ارتقاءروحیه دانش آموزان ومقابله با پدیده شوم افت تحصیلی وبکار گیری مشارکت اولیاءوبا مد نظر قرار دادن تمامی جوانب وابعاد جامعه آموزشی وتاثیرات متفاوت روانی اقتصادی واجتماعی نه تنها دانش آموزان و اولیاء وسایر همکاران تاثیر مثبتی می گذارد . 
پیشنهادات 
-برای ایجاد انگیزه در دبیران و همکاران محترم ،لازم است که کار های آنان به جای خرده گیری مسئولان آموزشی از خدمات آموزشی آنان به نحو احسن تقدیر و تشکر به عمل آید 
-توجه به مسئله تشویق و تنبیه : ضروری است که سازمان آموزش و پرورش و اولیاء و معلمان توجه ویژه ای به آن معطوف داشته تا درچگونگی روابط اولیاء مدرسه و معلمان با دانش آموزان تغییرات مثبت ایجاد شود. 
-سازمان آموزش وپرورش با ایجاد دوره های ضمن خدمت مربیان ومدیران را با اصول اولیه روانشناسی با تکیه بر مفاهیم تشویق و تنبیه واهداف تشویق وتنبیه جهت بالا بردن فعالیت های یاددهی ویاد گیری اقدام نمایید 
-در مدارس یک مشاور متخصص و آشنا با اصول روانشناسی و دلسوز به کار گمارده شود و متصدی این مسئولیت در کارهای فردی وگروهی ونیازهای روانی دانش آموزان فعالیت نشان دهد و آنها راشناسایی کند تا در نحوه تشویق وتنبیه معلمان ومیر مدرسه از آن نیازها استفاد ه شود وتشویق از روی آنها صورت گیرد. 
***********************

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 14:48  توسط یوسف خاتمیان  | 

تاریخ:چهارشنبه 16 آذر 1390-12:14 ب.ظ

چگونه معلم حرفه ای شویم

 

مقدمه:

همه می دانیم ، هرگاه افرادی بخواهند در کار خود همچون عنصری حرفه ای مطرح شوند ، باید شرایط و ملزومات آن را هم داشته باشند. اصولاً حرفه ای شدن در هر کاری قواعد خاص خود را دارد .حرفه ی معلمی نیز از این قاعده مستثنی نیست . اغلب به غلط تصور می کنیم که معلمان با تجربه و برخوردار از دانش و اطلاعات سطح بالا معلمان حرفه ای نیز هستند. هر چند موارد ذکر شده برای هر معلم حرفه ای شرط لازم است ، اما کافی نیست . چه بسا معلمانی را سراغ داریم که دررشته ای که تدریس می کنند سوابقی بس طولانی دارند ، اما نتوانسته اند همچون معلمی حرفه ای عمل کنند ؛ به عبارتی در جلب توجه علاقه ی دانش آموزان چه به لحاظ روش تدریس و چه به لحاظ مدیریت کلاس موفق نبوده اند و همچنین با معلمانی مواجه بوده ایم که از لحاظ روش تدریس و مدیریت در وضعیت مطلوبی قرار داشته اند ، اما به هیچ وجه نتوانستند کلاس جذابی را برای فرا گیرندگان فراهم آورند . سوالی که در اینجا مطرح می شود ، این است که چه عواملی سبب شده تا اینگونه افراد نتوانند همچون معلمی حرفه ای عمل کنند . و اصولا به غیر از دانش و سابقه تدریس ، آیا متغییر های دیگری نیز در حرفه ای شدن یک معلم دخالت دارد ؟ این مقاله بر آن است تا روش هایی را به معلمان معرفی کنند تا در امر تدریس به منزله ی فردی حرفه ای عمل کنند .

معلم حرفه ای کیست ؟

معلم حرفه ای ، کسی است که دانش و تجربه ی کافی دارد و روش تدریس نیز می داند ؛ یعنی اینکه می داند چه روش ها و فنونی را در کجا و چگونه به کار گیرد تاکلاس کارآمد و اثر بخشی داشته باشد . معلمانی که هر سه ویژگی دانش ، تجربه و روش را توأمان دارا باشند ، معلم حرفه ای قلمداد می شوند وگرنه هر یک از ویژگی های مذکور به تنهایی نمی تواند فردی را به معلمی حرفه ای تبدیل کند . در واقع ،آنچه که معلم حرفه ای را از سایر معلمان متمایز می کند ، استفاده ی مناسب و به جا از روش های مطلوب تدریس است . هرچند نبود هر یک از دو عامل دانش و تجربه ی کافی مشکلاتی برای معلم به وجود می آورد ، نداشتن روش مناسب ، سبب از بین رفتن دو متغییر دیگر می شود . برای تبیین مطلب ، مثالی ذکر می کنیم . معلمی را تصور کنید که دانش و تجربه ی کافی در رشته ی مورد تدریس خود دارد و می داند دانش آموزان پس از پایان تدریس باید چه چیزهایی دست یابند ، چه مهارت هایی را کسب کنند و به چه نگرش هایی برسند ، به طور کلی ، اگر اهداف درس را به خوبی بشناسند ، اما روش های رسیدن به آن را نداند ، آیا امکان حصول به آن اهداف مسیر است ؟

آیا او می تواند دانش آموزان را راضی از کلاس بیرون بفرستد ؟ در این جاست که تفاوت یک فرد حرفه ای یا غیر حرفه ای کاملاً آشکار می شود . معلم حرفه ای می داند که چگونه و با چه روش هایی تدریس خود را آغاز کرده ، ادامه دهد و آن را به اتمام رساند ، و مطالب را کی و چگونه عرضه کند ، تا دانش آموزان را به حداکثر فعالیت وا دارد و آن ها را قدم به قدم به اهداف تدریس نزدیک کند .

 منظور از روش ، در اینجا ، تنها دانستن انواع روش های مرسوم تدریس که اغلب معلمان ، کم و بیش از آن ها استفاده می کنند ، نیست ؛ بلکه فراتر از آن مدنظر نگارنده است . هر چند استفاده ی به موقع و مناسب از آن روش ها هم مورد تأکید است ، اما در اینجا روش ها و فنونی ذکر خواهد شد که بتواند همه ی معلمان را به سوی حرفه ای شدن رهنمون سازد . دیدگاهی که این مقاله به دنبال آن است ، کاملاً متفاوت با دیدگاه ها و برداشت هایی است که احیاناً معلمان در گذشته آن ها را یاد گرفته ، و به کارگرفته اند . دیدگاهی است که برای همه ی معلمان و در تمام سطوح کاملاً جنبه ی کاربردی دارد ، تا از این طریق همگان بتوانند با استفاده از آن ، کلاس جذاب و پرکششی را برای خود و فراگیرندگان فراهم آورد .

 انتظار می رود افرادی که علاقه مند هستند به منزله ی معلمی حرفه ای عمل کنند ، روش های ارائه شده را به دقت مطالعه و آن ها را در کلاس های خود اجرا کنند . به خوانندگان توصیه می شود در مطالعه ی روش ها ، تقدم و تأخر مطالب را رعایت کنند تا بتواند قدم به قدم به مرز حرفه ای شدن نزدیک شوند.


چگونه کلاس جذابی برای دانش آموزان خود فراهم کنیم ؟

فرض کنید وارد کلاس شده ایم. اولین قدم تدریس ما پس از ورود به کلاس چیست ؟ به عبارت دیگر ، چه کارهایی را باید انجام دهیم ؟ و از انجام چه کارهایی باید بپرهیزیم ؟ اگر کلاس شلوغ بود چه باید کرد ؟ و ...

فرآیندی را که را که در پی می آید ، مرحله به مرحله طی کنیم ، و مطمئن باشید که کلاس جذابی خواهید داشت .

  مکث کنیم ، منتظر بمانیم تا همه ی کلاس آماده شود . تک تک دانش آموزان را از نظر بگذرانیم ، قبل از آن که همه ی کلاس آماده شود ، تدریس خود را شروع نکنیم . 
• اگر کلاس شلوغ است ، به دانش آموزان شلوغ ، خیره شویم ، تغییر فعالیت دهیم ( مثل جابه جایی صندلی کلاس ، نگاه به دفتر نمره و نگاه به دانش آموزان و ... )
• هرگز تدریس خود را با ارعاب و تهدید آغاز نکنیم . صحبت های خود را دوستانه و به آرامی آغاز کنیم.


• از مطالب درس قبلی سوال کنیم ، بدون یادآوری درس قبلی درس جدید را آغاز نکنیم
• برای تدریس درس جدید ، دانش آموزان را آماده کنیم ، و برای آماده سازی ، سوألات غیر مستقیم اما در ارتباط با درس جدید از دانش آموزان نکنیم


• تدریس خود را با مثال های ساده ، به روز و کاربردی آغاز کنیم . از بیان مثال های تکراری و اصطلاحات فنی تا حدامکان بپرهیزیم .


• مقدمات تدریس را آن قدر طولانی نکنیم که دانش آموزان برای یادگیری موضوع اصلی درس ، خسته شوند .

• در این مرحله ، بر موضوع درس تمرکز کنیم ، و تدریس خود را پی بگیریم .

چرا باید برای دانش آموزان ایجاد انگیزه کرد ؟
انگیزه را ، محرک هر فرد برای رسیدن به اهداف خود تعریف کرده اند .اگر معلمی نتواند از این عامل برای بهتر شدن تدریس استفاده کند . یک ابزار بسیار قوی را از دست داده است . از این رو ، توصیه می شود قبل از هر تدریس ، انگیزه ی دانش آموزان را برای یادگیری درس جدید افزایش دهید. « بیان اینکه چرا باید در دانش آموز ایجاد انگیزه کرد ؛ » می توان به این موارد اشاره کرد :

• برانگیختن علاقه دانش آموزان 
• درگیر کردن دانش آموزان با موضوع تدریس 
• معطوف کردن توجه دانش آموز، به آنچه که باید یاد بگیرد .
فنون ایجاد انگیزه در یادگیرندگان
بیان اهداف درس :

اهداف درس را برای فراگیرندگان به روشنی بیان کنید ، یعنی مشخص کنید که دانش آموزان پس

از پایان درس به چه دانش و یا توانمندیهایی دست پیدا می کند .

معنا دار کردن یادگیری :
کاربردهای درس را در موقعیت های متفاوت زندگی ، برای دانش آموزان بازگو کنیم ؛ یعنی طوری عمل کنیم که دانش آموزان احساس کنند با یادگیری این درس می توانند مشکلی از مشکلات زندگی خود را حل کنند . در واقع، یادگیری ر ا برای دانش آموزان معنادار کنیم . 
مشارکت کردن دانش آموزان در بحث :

از روش هایی استفاده کنیم تا کلاس درگیر بحث شود ، طوری عمل کنید که دانش آموزان خود را در یادگیری سهیم بدانند . برای مثال ، در حین تدریس از سوالاتی استفاده کنیم تا دانش آموزان نیز مجبور به مشارکت شوند و پس از هر پاسخ منطقی از تشویق های کلامی و یا غیر کلامی استفاده کنید و ....

انجام تدریس از ساده به مشکل :

بکوشیم ابتدا مباحث ساده را برای دانش آموزان ارائه کنیم سپس به مباحث پیچیده برسیم .

استفاده از مثال های ساده ، آشنا و دلنشین :

در سرتا سر تدریس ، برای تبیین و تفهیم هر چه بیشتر درس ، از مثال های ساده ، آشنا و دلچسب که موجب افزایش انگیزه یادگیری دانش آموزان می شود ، استفاده کنیم .

تذکر نمره و آزمون :
برای درگیر کردن بیشتر دانش آموزان ، می توانیم با تذکر نمره و آزمون آنان را برای یادگیری هر چه بیشتر درس ترغیب کنیم . اما این ترغیب نباید جنبه ی تهدید به خود گیرد . برای مثال از این عبارت استفاده کنیم : به احتمال زیاد از این درس ، یکی دو نمره در امتحان است . پس دقت کنیم تا آن را خوب یاد بگیریم .

یادآوری :

از مورد آخر ( تذکر نمره و آزمون ) ، وقتی استفاده می کنیم که روش های قبلی جواب نداده باشد . دانشمندی می گوید : اکثر مردم غالباً به مسائل کم اهمیت ، بیش از مسائل مهم و مهمتر می پردازد ، و مسائل جنبی را چنان می پندارند که گویی امری حیاتی است ولی از بحث جدی درباره ی آن ها خودداری می کنند .در فرهنگ ما « آموزش – پرورش » عموماً و « تربیت معلم » و حتی خود « معلم » ، به رغم گردهمایی های رنگارنگ ، هنوز آن چنان که شاید و باید مورد بررسی ها جدی علمی قرار نمی گیرند . متأسفانه درباره ی بیشتر آن گردهمایی ها هم عبارت معروف « نشستند و گفتند و برخاستند ! » صادق است . در بحث از معلم و معلمین ، عمدتاً به جنبه های عشقی وذوقی آن توجه داریم و آن را صرفاً استعدادی خدادادی تلقی می کنیم و برای معلم شعر می سرایم و او را « فرشته ای » می پنداریم که ماشین پند و اندرز های سودمند است ؛ انسانی است معنوی و جز درباره معنا و نیکی ها نمی اندیشد و مسائل مادی – کم و زیادی حقوق – برایش مطرح نیست ! غافل از این که :

1. معلمی ، مهارتی کارملاً آموختنی است . چون پیچیدگیهای متعدد و متنوعی دارد ، به ویژه در روزگار اخیر که روز به روز پیچیده تر شده و می شود .

و این آموزشی ، شامل :

• کمک به والدین در چگونگی شناخت علمی فرزندان خود با علم به اینکه خود ایشان نخستین منبع معتبر کودکان هستند .

• کمک به والدین در چگونگی شناخت علمی به وجود آوردن جو عاطفی سالم و خوشایند در خانه .
• کمک به والدین در آشنایی با برنامه های آموزشی مدرسه و چگونگی همکاری با مدرس زیر نظر مدیریت آن .

• کمک به والدین در چگونگی و محدوده ی کمک به فرزندان خود در انجام دادن تکلیف های درسی .

• کمک به والدین درشناخت شرایط و مقتضیات جامعه و جهان امروز در تشکیل و اداره ی خانه و خانواده .

 • کمک و راهنمایی والدین در چگونگی ایجاد و نگهداری محیط زیست سالم . 
• کمک به والدین در چگونگی هدایت فرزندانشان در حفظ محیط زیست

کمالات معلم:

کمال معلم در ان است که: 
• متواضع و فروتن باشد و از کبر و عُجب پرهیز نماید و از انجام اموری که در عهده و توانایی او نیست خودداری کند. و از فراگرفتن چیزی که نمی‌داند استنکاف ننماید و تصنع و صحنه سازی نسبت به چیزی که می‌داند بکار نبرد.

 
• روش او در تربیت، عمل به علم باشد! یعنی به چیزی که دیگران را به آن امر می کند عامل باشد و همه حالات و سکنات او حاکی از کمال و وقار باشد.
• برای پیشگیری از سوء رفتار شاگردان و جلوگیری از ارتکاب خلاف آنان با اشاره و کنایه عمل نماید و در صورت لزوم، آشکارگویی و تصریح او برای شاگردان همراه با لطف و محبت و صبر و مودت باشد و شاگردان را جهت تخلف و سوء رفتار سرزنش و توبیخ ننماید زیرا آشکارگویی و بیان صریح، هیبت و ابهت مربیان را از هم می گسلد و موجب جرأت و جسارت شاگردان در انجام عمل سوء اخلاقی می گردد.

• در جهت تقویت اعتماد به نفس دانش آموزان کوشا باشد زیرا اگر دانش‌آموز دچار عدم اعتماد به نفس گردد دائماً خود را از امور محوله ناتوان می یابد و این خطری است که اگر پیشگیری نشود دانش آموز دچار مشکلات رفتاری می گردد.

 • جهت پیشبرد اهداف تربیتی و آموزشی در محیط های آموزشی از محرک هایی چون تحسین، تقدیر، تشویق و تحریض، ترغیب، پاداش و نظایر آنها استفاده نماید. 
•خوبی ها را افشا کند و بدی ها و عیب ها را بپوشاند و زشتی را آشکار نکند زیرا این خود باعث می شود که بدیها و زشتیهای فاعل عمل، کم شود.

• تصور صحیحی از خود داشته باشد و خویش را چنان که هست بپذیرد و درغیر این صورت نمی توان شایستگی‌ها و لیاقت های خود را تشخیص دهد و همواره مضطرب و منتظر و در حال احتیاط باقی می ماند و بجای ابتکار و خلاقیت پیوسته درصدد کشف روش هایی است که عدم صلاحیت او را بپوشاند.

• در کلاس به جهت رشد و شخصیت اجتماعی دانش‌آموزان به اصول ارتباط کلام توجه کافی بنماید.

• نسبت به آنچه که می خواهد تعلیم دهد آگاه باشد و عنایت داشته باشد که نیمی از شرایط حُسن اداره کلاس به این امر اختصاص دارد.

• دارای ثبات عاطفی باشد که بهترین عامل جلب اعتماد دانش آموزان نسبت به معلم می باشد. 
• در صورت بروز رفتار نامناسب از سوی دانش‌آموز رفتارهای گذشته او را بر علیه آنان بکار نگیرد و به عبارتی گذشته نا مطلوب او را همچون بر چسبی بر پیشانی فراگیر نزند. 
• در هنگام رسیدگی به رفتارهای نابجا و یا در هنگام تغییر رفتار دانش آموزان به زمینه اساسی و احتیاجات او توجه نماید

 • خود را کامل نداند و دائماً در صدد ایراد گرفتن از دیگران نباشد که روش فوق زمینه را جهت بروز رفتارهای نامناسب فراهم می سازد.

 • دانش آموز را به عنوان یک انسان قبول داشته باشد و او را درک کند. از ارزشیابی شخصیتی او خصوصاً جنبه‌های منفی شخصیت در حضور جمع اجتناب ورزد. 
• به عنوان یک الگوی رفتاری باید در افکار و اعمالش ثبات داشته باشد و تصمیم گیری او متأثر از حالات هیجانی او نباشد. عنایت داشته باشد که دانش آموزان با اظهار نظر معلم و مربی در مورد خودشان خیلی اهمیت می دهند، لذا چنانچه آنان احساس کنند که ارزشیابی معلم بدون غرض بوده و با رعایت کامل انصاف صورت گرفته است، برای آن ارزش قائل می شوند. و در نواقص و نقاط ضعف خود تلاش می کنند. ولی اگر ارزشیابی منصفانه نباشد، موجب کینه و عناد و در نتیجه دوری گزیدن آنان از مربی و یا معلم می شود که پی آمد های نامطلوب دیگری را نیز در بر خواهد داشت.

• بطور مستمر از کار خود ارزیابی به عمل آورد یعنی با توجه به هدف های آموزش و رفتاری که در شروع درس در نظر دارد. بیندیشد که تا چه حد به هدف های خود نائل گردیده است و تا چه حد توانسته است در دانش‌آموزان نفوذ کند و مورد تأیید واقع شود. 
• خوش صحبت بوده و دارای قدرت بیان باشد. زیرا قدرت بیان و نفوذ کلام معلم در ایجاد رابطه با دانش آموزان و تفهیم مطالب درسی به آنان بسیار مؤثر است. 
• از لحاظ وضع ظاهری مرتب و آراسته باشد. به عبارت دیگر پوشش و آرایش او در عین سادگی متناسب با محل و فضا ی آموزشی باشد و همواره پاکیزگی و نظافت را رعایت نماید. 
• در عین معلم بودن، مربی نیز باشد یعنی علاوه برتعلیم دانش آموزان، به تزکیه و تهذیب اخلاق آنان اهتمام ورزد و بررسی نماید که این درس آموزی ها، تکالیف دادن ها، تشویق ها و یا تنبیه ها چه اثری در کار شاگرد می گذارد.

• از برنامه های تکراری و غیر ضروری پرهیز نماید و دارای ابتکار و خلاقیت باشد. 
• همچون یک باغبان تمام وجود و اندیشه اش رادر خصوص شکوفایی دانش آموزان که گردانندگان جامعه فردا می باشند بکار گیرد.

• شاگردان خود را بهترین دوستان و حتی فرزندان خود محسوب نماید و راه و رسم کار و روش تصمیم گیری در یک امر را با آنان در میان بگذارد. 
• با خلوص نیت وقصد خدمت کار کند و توقع تقدیر، جز از خدای سبحان نداشته باشد. 
• به تحولات جوامع آگاه باشد. 
• عملش، قولش را تکذیب نکند. 
• حتی الامکان از وضع خانوادگی، طرز فکر، رفتار و استعداد دانش آموز آگاه باشد. 
• نجیب، آزاده، پاکدل، شکیبا، وظیفه شناس، شجاع، متین، مقاوم، مودب، شریف، معتدل و بلندنظر باشد و برکنار از تلون مزاج، حسد، کینه، دون همتی، بخل، تنبلی، تملق گویی، بیهوده گویی وتندخویی باشد. 
• با شیوه های پرورش و روشهای آموزش آشنا باشد. 
• فن تدوین و تربیت اطفال را بداند. 
• توانایی استقرار عدالت در مدرسه وکلاس را دارا باشد.
• وظیفه شناس باشد و در ایجاد نظم وامنیت محیط آموزشی خود کوشا باشد. 
• به شغلش مفتخر باشد و عملش را با نیت قربت انجام دهد و از خدمت خود لذت ببرد. 
• از طبقه بندی دانش آموزان در صورتی که به لحاظ استعداد مختلف باشند، پرهیز نماید. 
• به پرسشهای دانش آموزان توجه داشته باشد و عادلانه پاسخ گوید به حدی که هیچ کس از سوال

کردن محروم نماند. 
• به توسعه فعالیت های گروهی توجه داشته باشد. به افراد ممتاز و سرآمد کلاس به عنوان سه

گروه مسئولیت تقویت درسی دانش آموزانی که متوسط یا ضعیف هستند واگذار كند. 
خلاصه و نتیجه گیری:

خلاصه آنکه معلم باید:

• عوامل مهمی که رشد علمی دانش آموزان را به تعویق می افکند بشناسد واز آنها اجتناب کند. 
• کلامی که به کارمی گیرد خود درس علم وعبرتی برای متعلمان باشد. 
• محبت و عظمت در نگاه او باشد نه در آنچه بدان می نگرد! چرا که نهال دوستی ومحبت در دل انسان ریشه و سایه آن بر اشیاء می افتد..
• برخی از لغزش های دانش آموزان را با نظر اغماض بنگرد و از آن در گذرد. 
• شمع معرفت و چراغ شهود در دلها برافروزد تا در پرتو آن گوهر دانش بیفشاند. 
• سخن به اندازه گوید و از گفتار بیهوده بپرهیزد. 
• گمان بد نبرد و تحقیق نکرده قضاوت نکند و پس از آنکه حقی مسلم شد در تصمیم گیری قاطع باشد. 
• نه کسی را تحقیر کند و نه به حقارت تن دهد. 
• دانش آموزان را بیهوده سرزنش نکند وآنان را آزار ندهد. 
• آنی از نعمت های خدا غافل نماند و پیوسته از اواستعانت جوید. 
• دانش آموزان در کنار او احساس امنیت وآرامش کنند. 
• احساس مسئولیت را به دانش آموزان بیاموزد. 
• ایمان وتقوا را از راه تفکر در خلقت و شناخت انسان آموزش دهد. 
• کلاس او به گونه ای باشد که شوق فراگیری علم و حکمت در دانش آموزان ایجاد شود. 
• رفتار و گفتارش، دانش آموزان را به یاد خدا و اولیاء الله بیندازد. 
• از قبول مسئولیت نگریزد. 
• در پی جست وجوی تقصیر در متعلمان نباشد. 
• الگوی ایمان، معیار محبت وکانون مهرورزی باشد.

منابع:

1-ورمن ،هلن :چگونه کیفیت آموزشی را بهبود ببخشیم،انتشارات قدیانی ،تهران 13790

2- استفاده از تجربیات کلاس درس و مجلات پیوند و رشد معلم  
3- کاربرد روانشناسی در آموزشگاه تألیف: دکتر مقدم 
4- زمینه تربیت اثر: دکتر علی قاسمی 

6-صافی احمد (1381):مقدمات برنامه ریزی آموزشی ،تهران انتشارات عاب


 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 14:47  توسط یوسف خاتمیان  | 

تاریخ:چهارشنبه 16 آذر 1390-09:49 ب.ظ

شیوه کلاس داری و تدریس

روش تدریس و كلاسداری

محورهای بحث 
در تدریس و روش‌های مربوط به آن، چون در یك طرف معلم است و در طرف دیگر، شاگرد، در این میان، علم و تجربه است كه با استفاده از « بیان » و « ابزار » انتقال می‌یابد. از این رو، نكات مربوط به « روش تدریس » در محورهای زیر خلاصه می‌شود: 
الف. نكات عاطفی، روحی، فكری، اخلاقی و رفتاری 
ب. نكات علمی، تخصصی و مهارت‌های تجربی 
ج. نكات تداركاتی و ابزاری و وسائل آموزشی. 
به تعبیر دیگر: این نكات شامل چند بخش می‌شود: 
1. آن‌چه به معلم مربوط می‌شود 
2. آن‌چه به شاگردان مربوط می‌شود 
3. آن‌چه به فضای آموزشی و كلاس مربوط می‌شود 
4. آن‌چه به زمان، ساعت و مقدار درس مربوط می‌شود 
5. آن‌چه به متن آموزش مربوط می‌شود 
6. آن‌چه به موضوع درس مربوط می‌شود. 
تذكر: 
برخی از نكات یاد شده و نیز آن‌چه به طور مبسوط آورده می‌شود، مختص تدریس در كلاس‌های جدید و با استفاده از تخته سیاه است و برخی نكات عام تدریسی است كه شامل هر نوع تدریس، در هر جا و هر موضوع، حتی تدریس به سبك سنتی حوزه‌ها هم می‌شود. 
آن‌چه به معلم مربوط می‌شود؟ 
این ویژگی‌ها، مستلزم داشتن: 
الف. اطلاع از اصول روان شناسی 
ب. معلومات كافی در رشته مورد تدریس 
ج. مهارت علمی و تجربه كاری است. 
به تعبیر دیگر می‌توان چنین ترسیم كرد: 
چگونه باید باشد؟ 
معلم چگونه تدریس كند؟ 
چگونه رفتار كند؟ 
معلم، چگونه باید باشد؟ 
1. اطلاع كافی و تسلط بر موضوع درس داشته باشد؛ تا هم خوب تدریس كند و هم قادر به رفع شبهات باشد 
2. اعتماد به نفس، ایمان به توانایی خویش، خجالت نكشیدن و احساس حقارت نداشتن 
3. داشتن جربزه و قدرت اداره كلاس، روحیه قوی و مدیریت لازم 
4. تواضع، نداشتن غرور و خود بزرگ بینی[1] 
5. اخلاق (خوش خلق، دل سوز، مؤمن به كار خویش و علاقه مند به معلمی) 
6. نظم و انضباط وخوش قولی، توجه به « الگو » بودنش برای شاگردان. 
7. فصیح بودن، داشتن قدرت بیان و صدای دل نشین. 
چگونه تدریس كند؟ 
هر جلسه درس، از مجموعه‌ای آموزش‌ها، شیوه‌ها، تمرین‌ها و تكلیف‌ها تشكیل می‌شود. در هر نوبت، پیش از شروع، انجام كارهایی مقدماتی از قبیل: حضور افراد، بررسی و بازدید تكالیف درسی، تذكرات لازم و آماده سازی افراد برای گوش دادن و ایجاد شوق و انگیزه برای آموختن و بیان شیوه كار انجام می‌شود. آن‌گاه قسمت اصلی كه ارائه طرح درسی است و سپس فعالیت‌های تكمیلی از قبیل خلاصه درس و جمع بندی سؤالات پایانی و ارائه تكلیف و تمرین و آزمون انجام می‌گیرد. 
مجموعه‌ای از این نكات به صورت زیر قابل بیان است: 
1. مطالعه و آمادگی قبلی و تهیه درس (مقدمه، مطلب اصلی، پروراندن، نتیجه گیری) 
2. تفهیم مطلب، نه فقط گفتن و رد شدن بدون توجه به فهم مطلب توسط شاگردان (گفت و شنود با شاگردان، میزان فهم و تفهیم در كلاس را روشن می‌سازد) 
3. ذكر اجمالی از درس قبل و جمع بندی مطالب در پایان درس 
4. سؤال كردن از شاگرد، تا وی احساس حضور و خطاب پیدا كند 
5. فرصت سؤال دادن به شاگرد، كه هم شخصیت دادن به اوست، هم كمك به فهم و هم پرورش ذهن 
6. استفاده از وسایل و ابزار كمك آموزشی (سمعی و بصری و اجرا و عمل كردن در كلاس، مثل آموزش وضو‌). 
سه نكته اخیر، هم كلاس را بانشاط نگه می‌دارد، هم كمك به فهم و تفهیم می‌كند، هم فرصت فكر كردن به معلم و شاگردان می‌دهد و هم شاگردان از چنین كلاسی راضی می‌شوند و از حضور در آن لذت می‌برند. 
نكات جنبی تدریس 
نكاتی مرتبط با مسائل شكلی و ظاهری كلاس و تدریس و رفتار در حین تدریس است كه رعایت آن‌ها جاذبه آفرین است: 
1. تمرین روی لحن و صدا و بیان 
2. ارزشیابی از كار خود و تأثیر درس و فهم شاگردان 
3. واگذاری مسؤلیت‌هایی به افراد در كلاس (سهیم كردن آنان) 
4. ادامه یادگیری برای معلم، در جا نزدن، افزایش مطالعه و آگاهی 
5. ابتكار در تدریس 
6. آرام كردن كلاس با راه‌های غیر مستقیم 
7. رعایت وقت از نظر شروع و ختم و میزان تدریس و حضور بموقع 
8. آراستگی و نظافت ظاهری معلم 
9. تكیه ندادن به دیوار، تخته سیاه، میز 
10. بازی نكردن با تسبیح، قلم، لباس، و هر چیز دیگر 
11. استفاده از تخته سیاه و تابلو و طرح و نمودار 
12. ایجاد رقابت سالم میان شاگردان 
چگونه رفتار كند؟ 
نحوه رفتار با شاگردان و مراعات حقوقی كه بر گردن معلم است،‌هم او را محبوب می‌سازد و هم ضامن توفیق او در امر تدریس است و آمیختن تدریس به لطف و خوشرفتاری، جاذبه می‌آفریند[2]
درس معلم ار بود زمزمه محبّتی جمعه به مكتب آورد طفل گریز پای را 
1. شوخ طبعی و مزاح با شاگردان در حد تعادل. بشاش بودن؛ به نحوی كه نه كلاس خشك و سرد باشد و نه تبدیل به جلسه خنده و تفریح گردد. 
2. صبوری، تحمل و بردباری 
3. برخورد تشویق آمیز و توجه به نقاط مثبت شاگردان و طرح آن‌ها در جمع 
4. احترام به شخصیت دانش آموزان، شخصیت بخشیدن به شاگردان 
5. پرهیز از انتقام و لجاجت، داشتن روحیه عفو و اغماض و ارفاق 
6. ثبات عاطفی و روانی، تزلزل نداشتن در روحیات و كیفیت رفتار 
7. علاقه و صمیمیت نسبت به شاگردان: آشنایی با آنان از نزدیك، دانستن اسم و خصوصیات فردی آنان، كمك به آنان، روحیه همدردی و همكاری، همراز و مشاور بودن برای شاگردان 
8. عدل و انصاف و تساوی در نمره دادن، سؤال كردن، پاسخ به سؤال‌ها، تكلیف، نگاه و توجه و ... [3]
9. كف نفس و خویشتن داری نسبت به: 
شهوت ‘ با عفاف 
غضب ‘ با خون سردی و وقار 
غرور ‘ با تواضع و اقرار به اشتباه و شهامت « نمی‌دانم » گفتن 
معلم باید در برابر كج فهمی، دیرفهمی، پرسش‌های بی جا، اشكالات بیانی، آزار، اشتباهات، كم كاری یا حوادث غیر مترقبه در محیط درسی و كلاس، خود را نگه دارد و خشم نگیرد. 
10. اعتماد بخشیدن به شاگردان ضعیف. 
مفهوم كلاسداری 
در كلاسداری، به طور عمده باید معلم، هم توجه و هم شناخت و كنترل نسبت به مقوله‌های زیر داشته باشد و محیط مناسب برای فعالیت و یادگیری فراهم آورد. این تدابیر مربوط است به: 
ـ مقدار شاگردان 
ـ وسایل و امكانات آموزشی 
ـ نوع درس و رشته 
ـ تناسب سطح فكر و معلومات شاگردان 
ـ شرایط عمومی آموزشگاه 
ـ انطباق درس با مسائل زندگی 
درباره تخته سیاه 
استفاده از گچ و تخته سیاه در تدریس، فواید بسیاری دارد؛ از جمله: 
ـ كمك به فهم بهتر درس (سمعی و بصری) 
ـ كمك به شاگردان برای یادداشت برداری و نیز درست نوشتن كلمات یا متون عربی و ... 
ـ فرصت به معلم برای تنظیم بهتر مطالب 
ـ توجه دیرآمدگان به بحث 
ـ توجه خود معلم كه چه گفته و تا كجا بحث كرده است 
ـ و ... . 
نكاتی كه خوب است استاد، در استفاده از تخته سیاه، مراعات كند: 
ـ موضوع درس را در سمت راست و بالا بنویسد و تا پایان، پاك نكند 
ـ تخته و گچ، صاف و مرغوب باشد، و اندازه تخته، مطلوب 
ـ تخته را از بالا به طرف پایین پاك كند 
ـ پرهیز از پاك كردن با دست یا لباس 
ـ خط خوب و خوانا 
ـ تسلط بر نوشتن بدون معطلی زیاد 
ـ پشت به شاگردان نكردن، بلكه یك طرف ایستادن و نوشتن 
ـ تابلو در دید همه باشد، از نظر دوری و نزدیكی،‌ بالا و پایین، نبودن مانع و ... 
ـ همزمان با نوشتن، خواندن و تلفظ كردن، تا بشنوند 
ـ استفاده از یادداشت، تا مطلب یادش نرود. 
نور 
كنترل معلم نسبت به نور و میزان مطلوب آن در كلاس ضروری است: 
ـ نه كم باشد، نه زیاد و آزار دهنده 
ـ تابش خورشید یا نور لامپ قوی، به چهره شاگردان یا معلم مستقیم نباشد 
ـ سایه و روشن بودن تخته سیاه، حواس را پرت می‌كند. 
حرارت 
سرما یا گرمای زیاد، سبب عدم تمركز فكر شاگردان نسبت به درس است. درجه سی حد متعادل است. توجه معلم به میزان حرارت كلاس و وضعیت سرما و گرما، ضروری است. 
هوا 
گاهی، هوای ناسالم، حواس‌ها را ناجمع می‌كند. گشودن پنجره، روشن كردن تهویه، ‌برگزاری كلاس در هوای آزاد و ... مورد توجه باشد. 
نوع نشستن 
نحوه نشستن شاگردان و آرایش نفرات، باید به نحوی باشدكه معلم، هم صدایش به همه برسد، و هم بر همه تسلط و اشراف و دید داشته باشد. به هر نحوی كه شرایط، مقتضی آن باشد،آرایش افراد صورت گیرد . 
عیوب و محاسن كلاسداری[4] 
با توجه به نكاتی كه تا كنون یاد شد، محاسن و عیوب كلاسداری، خود به خود روشن می‌شود. اما در یك فهرست بندی منظم و موضوعات ریزتر، بهتر می‌توان به آن‌ها توجه یافت و به كار گرفت. این محاسن و معایب در چند محور، قابل طرح است: 
عیوب كلاس داری 
الف. از نظر ظاهر و حركات و بیان: 
1. صدای زیاده از حد بلند یا صدای نارسا، بریده بریده، و مقطّع و یك نواخت 
2. صدا و حركات آمرانه و حركات تصنعی و تبسم و خنده غیر طبیعی یا خشن یا عاری از ظرافت 
3. لحن بی حوصله یا خسته و یا سرد و یك نواخت 
4. قیافه ناراحت 
5. صورت و لباس كثیف و نامرتب 
6. لحن صحبت شبیه به قرائت 
7. پاك كردن بینی با انگشت 
8. بازی با گچ و تسبیح و ... موقع تدریس 
9. حركات زیاد دست و بدن و راه رفتن موقع تدریس یا قرائت 
10. تكیه كلام به خصوص و تكرار كلمات 
11. بلند كردن صدا برای فهماندن مطلب 
12. تظاهر به خوش خلقی ولی غضبناك شدن آنی 
13. تكیه به میز و نیمكت، هنگام صحبت، نشستن روی میز 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 14:45  توسط یوسف خاتمیان  | 

تشویق یا تنبیه

یکی از معضلات سیستم آموزش و پرورش کشور ما چگونگی برخورد با دانش آموزان خاطی در مدارس است. در کشوری که ناگهان با سیل تبلیغات رادیو و تلویزیونی و مطبوعات برای دور کردن دبیران از به کارگیری تنبیه و جریمه و حتی اخراج دانش آموزان خاطی و قانون شکن از محیط درس، مواجه می شود و فشارهای زیادی بر جامعه تعلیم و تربیت وارد می آید، هیچ کس حاضر نیست راهکاری عملی و کاربردی برای برخورد با دانش آموزان خاطی ارائه دهد. 
هیچ عقل سلیمی تنبیه دانش آموزان را در محیط مدرسه نمی پذیرد و از آن دفاع نمی کند، بلکه باید بر قبح این روش که خوشبختانه در سال های گذشته از میزان آن به طرز چشمگیری کاسته شده است، تاکید کرد; اما این سوال همچنان باقی است که معلم در برابر دانش آموزان جسور، گستاخ، بی ادب و بدون انگیزه لازم برای ادامه تحصیل چه سلاحی در اختیار دارد؟ 
تاکنون کدام نهاد، تشکیلات یا حتی کمیسیون و سمیناری در این خصوص تشکیل شده و فصلی باز کرده است تا عملا برای برخورد با دانش آموزان خاطی برنامه ای مدون ارائه کند؟ از آنجا که تنبیه در عمده مدارس دنیا غیرقانونی و ممنوع شمرده می شود و در سال های گذشته قوانین زیادی در حمایت از حقوق دانش آموزان در مدارس به تصویب رسیده است و مبنی بر آن دبیران نمی توانند تکالیف یا جریمه های سنگین به دانش آموزان بدهند و مسوولان مدارس نیز نمی توانند دانش آموزی را برای همیشه اخراج کنند، کنترل و برخورد با دانش آموزان خاطی بسیار سخت شده است. 
به نوعی می توان گفت اقداماتی که برای حل معضلات قدیمی چون تنبیه بدنی، جریمه، تکالیف زیاد و اخراج از مدرسه در نظر گرفته و اعمال شده، معضل دیگری را در مدارس پدید آورده که به نوعی مایه نگرانی و آزار توام اولیا و مربیان شده است. 
در کنار قوانین سختگیرانه ای که هرگونه برخورد با دانش آموزان خاطی را از طرف دبیران و مسوولان مدرسه ممنوع می سازد، شرایط دیگری چه در محیط خانواده ها و چه در محیط های مختلف اجتماعی به وجود آمده است که به طور فزاینده ای بر تربیت، اخلاق و روح و روان دانش آموزان تاثیرگذار است. 
یعنی از طرفی قدرت بازدارندگی و برخورد مربیان با دانش آموزان خاطی کاسته شده و از سوی دیگر، زمینه های مختلفی برای پرورش روحیه زیاده خواهی، پرخاشگری، گستاخی و بی انگیزگی دانش آموزان در تحصیل علم و ادامه تحصیل بیش از پیش فراهم شده است. 
در چنین شرایطی دانش آموز با علم به این که تنبیه بدنی او در مدرسه جرم است، کسی حق ندارد از او تکلیف یا جریمه بیش از اندازه یا حتی معقول بخواهد و اخراج و محرومیت او از تحصیل نیز امری محال به نظر می رسد، به خود اجازه می دهد تا اندک قوانین و سختگیری های موجود در مدارس را نادیده انگارد و به همه چیز حتی حرمت معلم تعدی کند.  باید اضافه کرد که فشار مسوولان بالاتر در آموزش و پرورش مبنی بر بالا رفتن راندمان و پایین آمدن افت تحصیلی باعث شده است تا مدیران مدارس، دبیران خود را تحت فشار مضاعف قرار دهند تا درصد قبولی کلاس را به هر شکل ممکن بالا ببرند. بدیهی است این موضوع از دید تیزبین دانش آموزانی که حقیقتا به دنبال تحصیل نیستند، پوشیده نمی ماند و عامل مضاعفی می شود بر گستاخی و هتاکی بیشتر آنها در ارتباط با دبیران و اولیای مدرسه. 
متاسفانه یکی دیگر از عوامل بازدارنده نیز که در سال های گذشته همواره تکیه گاه مدارس در برخورد با دانش آموزان خاطی بود، این روزها کارآیی خود را از دست داده است، خانواده که روزگاری موثرترین نقش را در شخصیت اجتماعی دانش آموزان داشت، متاسفانه اکنون بی تفاوت است. 
دانش آموزان خاطی را ممکن است در سال های اولیه تحصیل بتوان با استفاده از قدرت بازدارندگی خانواده مهار کرد، اما این تکیه گاه با بالا رفتن پایه درسی دانش آموزان خاطی به سستی می گراید و چه بسا با نهایت تاسف باید پذیرفت که در برخی مواقع اصولا خود خانواده، دلیل گستاخی و جسارت دانش آموز در مدرسه و اجتماع می شود. 
از این رو از جمله قوانین جدیدی که در انگلستان برای مبارزه با دانش آموزان خاطی به تصویب رسیده، تکیه بر خانواده و نقش بازدارنده و تاثیرگذار این نهاد مقدس است. 
در این حالت دولت معتقد است که اولیای دانش آموزان خاطی باید پاسخگوی رفتار و کردار آنها باشند و مسوولیت رفتار زشت و زننده آنها را در مدارس بپذیرند. براساس این قانون اولیای دانشآموزان خاطی جریمه نقدی می شوند و موظف می شوند رفتار دانش آموز خود را در مدرسه تحت کنترل درآورند.  براساس گزارشی که سایت بی.بی.سی بتازگی در این باره منتشر کرده، مسوولان مدرسه حق دارند والدین دانش آموزی را که به دلایل اخلاقی و درسی با هنجارهای مدرسه هماهنگ نیست و موجب رنجش دبیران یا دیگر دانش آموزان می شود، جریمه نقدی کنند و تا زمانی که این جریمه از طرف آنها پرداخت نشود، مدرسه حق دارد دانش آموز خاطی را در کلاس و محیط مدرسه نپذیرد. 
هدف مسوولان آموزش انگلستان از به کارگیری این قوانین سختگیرانه، مبارزه جدی با دانش آموزان خاطی و بالا بردن کیفیت رفتاری نسل جدید در مدارس است; موضوعی که به گفته سر آلن استیر، مسوول کمیته بررسی وضعیت دانش آموزان خاطی در مدارس انگلیس همین حالا هم بسیار دیر شده است. 
او می گوید: متاسفانه برخلاف آنچه تصور می شود، مدرسه برای بسیاری از دانش آموزان بستری بسیار مناسب و امن برای انجام کارهای ناشایست شده است. آنها در مدارس آزادی هایی دارند که در هیچ کجای دیگر در سراسر زندگی شان هم نمی توانند بیابند. 
او می افزاید: این موضوع برای همه ما روشن است که رفتار ناشایست و تحمل ناپذیر برخی دانش آموزان زندگی را برای معلمان ما سخت و در برخی مواقع مختل کرده است و نیز صدمات جدی به سطح یادگیری و ادامه تحصیل سایر دانش آموزان زده است. 
سر آلن استیر در ادامه با اشاره به قوانین جدید می گوید: این قوانین سبب می شود تا مدرسه و دبیران در برابر این دانش آموزان خاطی قدرتی پیدا کنند. 
این قوانین به آنها اطمینان قلب می دهد که می توانند از خود دفاع کنند و به دانش آموزان و والدین آنها پیامی صریح و روشن دهند که آنها نیز مقابل رفتارهای خود مسوولیت پذیر باشند. 
بدون شک وقتی در کشورهایی چون انگلستان که در اجرای قوانین سختگیرانه به نفع دانش آموزان، ید طولایی دارند چنین قوانینی به تصویب می رسد از این حقیقت پرده برداشته می شود که نبود قدرت بازدارنده در برابر دانش آموزان خاطی در مدارس نه تنها به روح و جسم دبیران و زحمتکشان آموزش و پرورش لطمه وارد می کند، بلکه به کیفیت یادگیری دیگر دانش آموزان نیز آسیب می رساند.  مقوله حساس و ظریف آموختن و یاد دادن از دغدغه های مهم و در عین حال، زیبای هر انسان در مسیر زندگی اوست. 
دست یافتن ما به کمال مطلوب این دغدغه، زمانی خواهد بود که دانش آموزی و دانش دوستی و دانش خواهی فرزندان این آب و خاک را شاهد باشیم. 
به عبارت دیگر مشاهده کنیم که دانش آموز از حضور در کلاس و درس خواندن لذت و سود می برد. 
یکی از راه های درست و اصولی رساندن فرزندانمان به چنین آرمان شهری سرشار از آگاهی و دانایی و در واقع، شناخت مستقیم و غیرمستقیم روحیه و کشش روحی و روانی شان توسط معلمان است. 
به عبارتی دیگر، یک مربی زمانی می تواند در امر تدریس موفق و توانا باشد که ضمن شناخت تمامی جنبه های رفتاری و اخلاقی و روحی شاگردانش، ارتباطی دوستانه و صمیمی با آنها ایجاد کند. 
کارشناسان روان شناسی، جملگی بر لزوم چنین شناخت و ارتباطی با دانش آموزان و در حالت کلی با همه نوآموزان در هر گروه سنی و اجتماعی تاکید دارند و معتقدند که یکی از راه های موثر برای رسیدن اولیای مدرسه به این گونه شناخت ها و رابطه های خوب، بهره مندی از "تشویق و تنبیه" است. 
در مورد فلسفه نیاز به ابزار تشویق و تنبیه و نیز، چگونگی به کارگیری آن با شکل ها و قالب های مختلف توسط مربیان آموزشی و پرورشی، بحث و آرای فراوانی دیده، شنیده و ارایه شده است. 
در این پژوهش کوچک و فشرده، نظر بر این است که در چند مرحله، جایگاه این ابزار مهم تربیتی را در قرآن کریم در "آیینه شعر و عرفان بزرگان شعر و ادب و عرفان ایران زمین"، به ویژه "مولانا جلال الدین رومی" و نهایت در "وادی اندیشه نظریه پردازان و کارشناسان دنیا"، بررسی کنیم و به این نکته آگاهی یابیم که تصویر تشویق و تنبیه در تابلوی آسمانی قرآن خداوند دانا و توانا و نیز در تابلوی لطیف "مولانا" به چه شکلی طراحی شده است؟

تشویق و تنبیه

منظور از "تشویق"، پاسخ مثبت در برابر رفتار مطلوب متربی است. این پاسخگویی متنوع بوده و ممکن است به صورت ستایش از متربی، ابراز مهرورزی به او، واگذاری مسوولیت مناسب به او، وعده پاداش، آفرین و احسنت گفتن و... جلوه گر شود. 
مقصود از "تنبیه" نیز پاسخ منفی در برابر رفتار نامطلوب متربی است و برای آن مصادیقی است، از جمله: نگاه سرد، روی برگرداندن، بی اعتنایی، تغییر چهره، حبس کردن، محروم ساختن، جریمه و تنبیه بدنی.  تشویق، موجب رغبت و دلگرمی و نشاط می شود، انسان را به حرکت وا می دارد و اعتماد به نفس او را تقویت می کند. برعکس، اگر شخص مورد نکوهش قرار گیرد، احساس حقارت و خود کم بینی می کند، توان خود را از دست می دهد و نمی تواند بر مشکلات فایق آید.

تشویق و تنبیه 
در آیینه قرآن کریم

قرآن کریم پر است از بشارت و انذار، ولی در تربیت اسلامی بر تشویق بیش از تنبیه تاکید شده است. 
خداوند می فرماید: 
"ما حقایق قرآن را سهل و آسان به زبان تو آوردیم تا اهل تقوا را بشارت دهی و معاندان لجوج را بترسانی." 
یا: 
"ای پیامبر! به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند، بشارت بده که جایگاه آنان در قیامت، باغستان هایی است که نهرهای آب در آن جاری است." چنانچه می بینیم در منطق قرآنی، تشویق و امر به معروف و نیکی و بشارت به تحقق وعده الهی بر تنبیه و عذاب مقدم است.

تشویق و تنبیه 
در مکتب مولانا

تشویق، حس خودپسندی وحب ذات انسان را اقناع می کند. نکوهش و ناسپاسی، شخصیت انسان را تحقیر می نماید. وجود تشویق و تنبیه برای پرورش و تربیت انسانها امری ضروری است. 
مکتب انسان ساز اسلام و آموزه های ائمه بر این ویژگی ها تاکید می کند. 
همچنین در بین متفکران اسلامی نیز چهره هایی که به تبیین ویژگی های تربیت اسلامی بپردازند کم نبوده اند و از جمله آنها مولاناست. 
"مولوی" اساس تعلیم و تربیت را بر شیوه تشویق و محبت گذارده و در موارد بسیاری از نقش تعیین کننده محبت سخن به میان آورده است: 
از محبت، دردها صافی شود 
از محبت، دردها شافی شود 
از محبت، مرده زنده می کنند 
از محبت، شاه بنده می کنند 
تشویق، همچون آب لطیف و گوارا به هر جا که می رسد، به شکفتن و شکوفایی مدد می رساند. غم و اندوه و تنبیه، همچون سیلاب سیاه و مردابی فرو خورنده، هر نهالی را در خود پژمرده می سازد.  آن کس که با آداب تربیت تشویق، پرورش می یابد، جهان هستی را طربناک می بیند و با اندیشه طربناک خود همه جهان هستی را در جنبش و جوشش می بیند. تشویق شاگرد، خلاقیت را به ارمغان می آورد و نوآوری، نواندیشی و نوبینی جهان را به دنبال دارد. 
"مولوی" تنبیه را نیز یکی از روش های موثر تربیت دانسته و حتی تنبیه بدنی را نیز جایز می شمارد. در مقام جواز تنبیه بدنی این نکته را ذکر کرده است که معلم، امین و نایب حق است و هرگز به منظور انتقام جویی و نفع شخصی، شاگرد را تنبیه نمی کند، بلکه فقط برای اصلاح و تربیت او چنین اقدامی می کند.

سعدی چه می سراید؟

"سعدی" با الهام از رافت اسلامی اصل را بر تشویق می نهد، در صورتی که موثر واقع نشد، تنبیه را روا می داند: 
بسا روزگارا که سختی برد 
پسر، چون پدر نازکش پرورد 
خردمند و پرهیزکارش برآر 
گرش دوست داری بنازش مدار 
به خردی درش زجر و تعلیم کن 
به نیک و بدش وعده و بیم کن 
نوآموز را ذکر و تحسین و زه 
زتوبیخ و تهدید استاد به

دیدگاه بزرگان ایران زمین
 و دنیا

با عنایت به اینکه این مبحث - تشویق و تنبیه - از مباحث و روش های مفید و موثر تربیت می باشد، جالب این است که ذهنیت متکی بر تنبیه بدنی که امروز در برخی مدارس رد پای آن را می بینیم برآمده از همین اندیشه قدیمی و منسوخ است که در راه تربیت حتی زدن نوآموز رواست. نظر روان شناسان غربی و دانشمندان و شعرا و نویسندگان تعلیم و تربیت اسلامی به اجمال آورده می شود: "عنصرالمعالی" بهره گیری از تشویق و تنبیه را علم آموزی و تربیت، لازم می داند و می نویسد: "هر هنری و فضلی روزی به کار آید، پس در فضل و هنر آموختن تقصیر نباید کردن و در هر علمی که مر او را  آموزی، اگر معلمان از بهر تعلیم مر او را بزنند، شفقت مبر، بگذار تا بزنند که کودک علم و ادب و هنر به چوب آموزد نه به طبع خویش." 
"خواجه نصیرالدین طوسی" درباره تنبیه بدنی بر این باور است که: "به هر خلقی نیک که از کودک صادر شود، او را مدح باید کرد و بر خلاف آن در توبیخ اول عمل قبح او را تغافل منسوب کنند تا بر انجامش اقدام ننماید و اگر برخود پوشیده دارد، برو پوشیده دارند و اگر معاودت کند در سر او را توبیخ کنند و چون معلم در اثنای تادیب ضربی به تقدیم رساند از فریاد و شفاعت خواستن حذر فرمایند، چه آن فعل ممالیک و ضعفا بود و ضرب اول که باید اندک بود و نیک مولم، تا از آن اعتبار گیرد و بر معاودت دلیری نکند. به عبارت دیگر او نیز تنبیه را جایز می داند منتها تا حدی که تنها باعث تنبیه شود و هرگز از سرکین ورزی و شقاوت نباشد.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 14:42  توسط یوسف خاتمیان  |